شعر
آنكس كه گفت خير تو اندر حجاب نيستبي شك نباشد همچو كس ناصح و اميناو بر خلاف طبيعت زند سخنحرص مگس كجا و كجا شهد انگبين
اي زن! براي زندگي راحت تو گفتزهرا كلام نغز و خوش روح پروريحفظ عفاف كن كه نباشد به زندگيزيبتر از عفاف، تو را زيب و زيوري
پدرم گفت: پدرجان زن اگر زن باشدشير در خانه و در كوچه و برزن باشدپدرم گفت: اي دخت نكو بنيادمزلف بر باد مده تا ندهي بر بادم
همه سرتا به پا يك گوش باشيددر اين عصر و زمان با هوش باشيدمبادا دست ناپاكان خائنبريزد شاخ و برگ آبروتان
اي زن به تو از فاطمه اينگونه خطاب استارزندهترين زينت زن حفظ حجاب است
اگر نقاب تو را از حیا بودی بندیچرا نقاب زرخسار خود برافکندیدریده پردة ناموس چون تو نوزادیتفو بر آن که بزایید چون تو فرزندی
زودباور بودن دوشيزهگانبا اكاذيب پسرهاي جوان عامل دهها فضيحت ميشود مانع كسب فضيلت ميشود
زن بسان گل بود در باغ گلزار جهانمرد او اندر مثل باشد چو مرد باغبان
من سنگری دارم که نام آن حجاب است بی شک حجاب من، حافظ انقلاب استمن دختر انقلابی و عصر انقلابم سرباز اسلامم ، سرافراز از حجابم